کاغذ، پيشينه و انواع آن

پيدايش کاغذ و توسعۀ صنعت کاغذگری
کاغذ را مردی چينی به نام «تسای لون» در حدود سال 105م. اختراع کرد. اين محصول در ابتدا مخلوطی از پوست درخت و کنف بود، در حدود سال 610 اين صنعت به ژاپن رسيد.
به روايـت تاريخنگاران مسلمان، که منابع چينی هم آن را تأييد میکند، در تابستان 751م. ميان دو قبيلۀ ترک در آسيای مرکزی، ستيزی در گرفت و هر کدام از آنها، از همسايگان خويش ياری خواستند. يکی از آن دو قبيله از مسلمانان کمک خواست و ديگری از چينيان. اين نبرد به پيروزی قبيلهای انجاميد که مسلمانان از آن پشتيبانی میکردند. در نتيجه، شماری چينی که راز کاغذگری را میدانستند به اسارت مسلمانان در آمدند. مسلمانان اين بنديان را به سمرقند بردند و به کمک آنها در اين شهر نخستين کارگاه کاغذسازی را داير کردند. ديری نپاييد که سمرقند به سبب کاغذ مرغوب خود که به بسياری از سرزمينهای اسلامی صادر میکرد، شهره شد. در پايان سدۀ هشتم ميلادی، و به کمک چينیها، توليد کاغذ در بغداد آغاز شد. گويند که فضل بن يحيی برمکی نخستين کسی بود که در آن شهر کارخانۀ کاغذسازی داير کرد. پس از آن، دمشق نيز بهسرعت به عنوان مرکز شناختهشدۀ کاغذگری شهرت يافت و روزگاری دراز، دمشق توليدکنندۀ بهترين نوع کاغذ بود و کاغذ خود را به چندين کشور اروپايی صادر میکرد.
کاغذ در حدود سال 900 به مصر، پس از آن به شاطبه (جاتيوای کنونی) در اسپانيا رسيد و در ايتاليا و فرانسه و انگلستان کارخانههای کاغدسازی برپا شد.
در جهان اسلام، با پيدايش کاغذ، حيات پوست به عنوان مادهای نوشتاری پايان نيافت؛ بلکه برای مدتی طولانی، در کنار پاپيروس، از پوست هم برای نگارش قرآن استفاده میشد. در بغداد، بزرگترين کانون توليد کتاب در جهان آن روز اسلام، نخستين کتاب کاغذی در سال 870م. به منصۀ ظهور رسيد. رقابت ميان پاپيروس و کاغذ جديد، تا سدههای دوازده و سيزده ميلادی که کاربرد پاپيروس، به فراموشی سپرده شد، ادامه يافت و در سدۀ سيزده ميلادی بود که سرانجام کاغذ در بيرون از دنيای اسلام، در اروپا، رواج يافت و بدين گونه، کاغذگری و تجارت کاغذ که حدود پانصد سال در دست مسلمانان بود، از انحصار آنان به در آمد.
خوب است بدانيم که در ايران معاصر، برای توليد کاغذ تحرير در سال 1346 شمسی شرکت سهامی کاغذ پارس در هفتتپه تأسيس شد.
نامگذاری کاغذ
کلمۀ کاغذ از زبان سانسکريت وارد زبان فارسی شده است. لفظ اروپايی برای کاغذ (paper) از کلمۀ «پاپيروس» يونانی گرفته شده که گياه آن را در مصر، «بَردی» میگفتند و «قرطاسِ» (qertas) مصری را از آن میساختند. کلمۀ «قرطاس» که امروز به معنی کاغذ به کار میرود، مأخوذ از کلمۀ يونانیِ «خارتس» (xartes) به معنی چيزی است که بر آن مینويسند و معادل آن در عربی، «ورقه» يا «صحيفه» است.
مادۀ اوليۀ کاغذ
جسم کاغذ، الياف بههمآميختۀ سلولز است که از حدود سال 1860 به اين طرف، عمدتاً از چوب به دست میآيد. تکههای پارچه (معمولاً پنبهای) که از کارخانههای بافندگی و لباسدوزی حاصل میشود، برای ساختن کاغذهای تحرير و کاغذهايی مانند کاغذ سيگار و نظاير آن به کار میرود. برای کاغذهای خاص ديگر، يا در جاهايی که چوب در دسترس نيست، از نيشکر شيرهگرفته (باگاس)، خيزران، ساقۀ کتان مانيل، کاه و الياف ديگر استفاده میشود، ولی مادۀ اوليۀ قسمت عمدۀ کاغذ جهان از «مغز چوب» است. مادۀ لينيين (liniyin) چوب، که الياف را به هم میچسباند، در کاغذ باقی میماند و همين ماده است که سبب زرد شدن رنگ کاغذ در مقابل نور میشود. در فرايند توليد، برای آن که کاغذ بافت و خاصيت چاپپذيری و مقاومت بيشتری پيدا کند، يا چاپ حروف بر روی آن، با کيفيت بهتری صورت بگيرد، يا مرکب بر کاغذ تحرير پخش نشود، موادی اضافی به خمير آن میافزايند؛ بنابراين، کاغذهای معمولی، ترکيبی از مواد طبيعی و شيميايی است.
کاغذهای دوستدار محيط زيست
در سالهای اخير و با رشد دغدغههای زيستمحيطی، کاغذی موسوم به «کاغذ بالکی» (Bulky = حجيم) توليد شده است که به دليل فرآوری از دل طبيعت و بازگشتپذيری به چرخۀ محيط زيست، آن را «کاغذ سبز» هم ناميدهاند و دارای نشان استاندارد محيط زيستی بينالمللی (FCS) است.
چون معروفترين اين نوع کاغذ در کشور سوئد توليد میشود به «کاغذ سوئدی» هم شهرت يافته است. سوئد به دليل بهرهمندی از ميزان بالای بارندگی امکان بيشتری برای جايگزينی درختهای جديد دارد، از اين رو، در آن کشور جنگلهای خاصی برای توليد کاغذ بالکی ايجاد شده است. نام ديگری که برای اين نوع کاغذ مطرح شده، «کاغذ سبکبال» است.
کاغذ بالکی به دليل آن که فاقد مادۀ افزودنی شيميايی برای سفيد کردن کاغذها است، وزنی سبکتر، بافتی متخلخلتر و حجم و ضخامتی بيشتر دارد و رنگ آن به رنگ طبيعی چوب نزديکتر است. همين ويژگی، سبب میشود که بازتاب نور در آن کمتر اتفاق بيفتد و چشم خواننده يا نويسنده آسيب کمتری ببيند، و نوشتن بر روی آن نيز با سهولت بيشتری صورت گيرد.
اين کاغذ را به دليل رنگ کرم يا طوسی، اغلب با کاغذهای کاهی اشتباه میگيرند. اما بايد دانست که کاغذ کاهی به دليل سهولت فرآوری و ارزان بودن مواد اوليه (کاه گندم، برنج يا بامبو) در مقايسه با کاغذهای تحرير و بالکی، کيفيت پايينتری دارد و بيشتر برای امور بستهبندی و اقلام چاپی ساده يا به عنوان برگههای چرکنويس مورد استفاده قرار میگيرد.
امتيازات کاغذهای بالکی به اندازهای است که گرايش به استفاده از آن روزبهروز افزايش يافته و اکنون بسياری از کتابهای کوچک و بزرگ و دفترهای يادداشت و طراحی با اين کاغذ توليد میشود.
«ابرا» نيز افتخار دارد که دفترهای خود را با استفاده از کاغذهای 55 گرمی سوئدی که سبک، خوشرنگ، مقاوم و زيبا است توليد کرده و کوشيده است تا با ساخت دفترهای دوستدار محيط زيست، هم به حفظ چرخۀ زيستی کمک کند و هم از چشمهای زيبای کسانی که از اين دفترها استفاده میکنند، در برابر آسيبهای نوشتن بر روی برگههای سفيد محافظت نمايد.
* در نگارش اين متن از «دايرةالمعارف مصاحب» و «کتاب، در پويۀ تاريخ» استفاده شده است.
